|
تاهستم وهستی دوستت می دارم
|
ممنونم که اومدید
شرمنده نتونستم برای تک تکتون نظربدم گفتم بهتره اینجابنویسم
سرموقع می یام وبه همه سرمی زنم وآنهایی هم که یشنهادلینک دادندلینکشون می کنم
بازم شرمنده
بای![]()
![]()
به نام اوکه نه به چشم عیان است ولی دردل وقلب جای دارد
خداحافظ گل لادن تموم عاشقاباختن، ببین هم گریه هام ازعشق چه زندونی برام ساختند
خداحافظ گل پونه ،گل تنهای بی خونه، لا لایی هادیگه خوابی به چشمام نمی شونه
یکی باچشمای نازش دل کوچیکمولرزوند، یکی بادست وناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تواین شبهای تودرتو، خداحافظ گل شبو، هنوزآوازتنهایی داره می باره ازهرسو
خداحافظ گل مریم، گل مظلوم پردردم ،نشدبااین تن زخمی به آغوش توبرگردم
نشدبابغض چشماتوبه خواب قصه بسپارم، ازاین فصل سکوت وشب غم بارونوبردارم
نمی دونی چه دلتنگم، ازاین خواب زمستانی، توکه بیداربیداری بگوازشب چه میدانی
تواین رویای سردرگم خداحافظ گل گندم، توهم بازیچه ای بودی تودست سرداین مردم
خداحافظ گل پونه، که بارونی نمی تونه، طلسم بغضو برداره ازاین پاییزدیونه
خداحافظ
خداحافظ همین حالاهمین حالاکه من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی ترشده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاداون همه تردید
به یادآسمونی که من ازچشم تومی دید
اگه می گم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باورکرد دوباره آخرجاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی باتووبی توهمینه رسم این دنیا
سلامت می کنم ای کبک مستی
که درقلب ووجودم لانه بستی
سلام به تمام دوستان عزیزوهمچنین آقامهدی گل امروزشایدبرای آخرین باری باشه که آپ می کنم
می دونیدبرای چی برای اینکه دیگه باورکردم که عشقم رفت برای همیشه رفت ومال یکی دیگه
شد یعنی هنوزکه چیزی مشخص نیست ولی دیگه باورم شدکه به من تعلق نداره یکی اومدوخیلی
راحت اونو ازمن یاشایدم خیلی های دیگه گرفت اون روزتاحالا
باورنداشتم ولی بایدباورکنم گرچه سخته وفکرمی کنم که همش خواب وخیال ولی همش واقعیت
بود ای کاش چشم
بازم می کردم ومی دیدم همش خواب ای کاش........این موضوع راکه امروزبهم گفتی خیلی
خوشحال شدم برای اینکه ازاون موقع به بعدکه همه چیزتموم شدآرزوم فقط خوشبختیت وازدواج
کردنت بود بااینکه هرموقع می گفتم چراازدواج نمی کنی می گفتی ببخشیدهابه شماربطی نداره
مگه نه ولی راستش رابخوای هم خوشحال شدم هم ناراحت دلم می خواست بشینم وزارزار
گریه کنم همون موقع که می گفتی بغض گلوم راگرفته بودشایدازروی خوشحالی بوده یا شایدهم
ازروی ناراحتی ولی واقعاقلبم راشکستی که هیچ بندزنی نمی تونه اون رابه هم وصل کنه امابااین
همه حتی یه ذره عشق تودرقلب من کم نشده وهمچنان دوستت دارم ولی اینوبدون که این رسمش
نبوداگه خودت می خواستی می شدچون خودت نمی خواستی نشدمی دونم که اینوخودت خوب
می دونی عشق هم همان عشق اول چندباربگم یاشایدبه قول خودت من بچه ام واین حرفهابرام
زوده ولی می دونم هیچ کس نمی تونه به اندازه ی شماتوقلب من جای بگیره بااین حال:
بهت تبریک می گم وامیدوارم خوشبخت بشی همیشه به یادتم وبرات آرزوی خوشبختی می کنم
وامیدوارم موفق بشی من ازت یادگاری دارم وهیچ وقت فراموشت نمی کنم وتوهیچ وقت ازمن
یادگاری قبول نکردی وبه خاطرهمین یکی دوماه نگذشته کمی منوفراموش می کنی نمی دونم اون
هدایایی راکه گرفتم گرچه ناقابل ولی نمی دونم به چه کسی بدم که به اندازه ی شمادوستش داشته
باشم اینوبدون که عشقم یه عشق واقعی بودانشاالله که اون مثل من نباشه وهمش نگه که نمی دونم
واینوبدون هیچ وقت لحظه ی دیداروحرف هایی که ازاول تاحالابهم زدی فراموشم نمیشه
همیشه ازمن می خواستی باحرفام آرومت کنم حالامی تونی منوآروم کنی؟
برات هم دعامی کنم برای همیشه دوستت دارم
ولی اینوبدون شایدهیچ کس به اندازه ی من دوست نداشته باشه حالامیگی مغرورم مگه نه؟
ای سروپاهمه نیکی تک وتنها
به تومی اندیشم
این هم یه لالایی همیشه دوست داشتی برات بخونم من هم خجالت می کشیدم ولی حالااین رایه
جایی پیداکردم برات می نویسم همیشه دوست داشتم برات حرف بزنم ولی تاکه صداتومی شنیدم
جلوی زبونم گرفته می شدمی گفتی سوال کن تاکه یه سوال هم می کردم جوابمودرست نمی دادی
امیدوارم ازحرف هایی که زدم ناراحت نشده باشی اگه ناراحت شدی ازت معذرت می خوام

لالا لالا گل یاسم گل زیبا گل نازم
لالا لالا گل مریم لالا لالا گل عشقم
لالا لالا بهار نارنج لالا لالا گل ترنج
لالا لالا گل نرگس گل عا شق گل پر حس
لالا لالا گل میخک میخوام باشی همیشه تک
لالا لالا ستاره ها منو یارم گذاشت تنها
بهش بگین که برگرده دل عشقش پره درده
يادمه وقتي كه عاشقت شدم دل من هنوز خيلي بچه بود
دل من چه مهربون و ساده بود همه ي حرفاتو باور كردم
جون تو همشو از بر كردم تا تو يادم بموني يه وقت نري از يادم
چه خيالا توي سر من داشتم چه خيالا توي سر تو داشتي
تو همش به فكر بي وفايي و من همش به فكر با وفايي ام
ولي تو واسه من مثه يه رويا بودي و بس
از قديما گفتن كه هر كي خوشگله باوفا موندن براش خيلي مشكله
حالا تو منو از ياد بردي و من هنوزم كه هنوزه چشم به راهتم
با اين كه مي دونم بر نمي گردي چه كنم كه تو اولين عشق من هستي
SMS
كدام كلمه مرا به عشق نزديك مي كند. ديگر مجالي براي نوشتن نيست، به دنبال پنجره اي مي گردم كه به آفتاب نرسيده گشوده شود. چرا بهاري نيست چرا كسي فاصله هاي بين غروب و پنجره بي گلدان را نمي شكند براي دوست داشتن مگر چقدر فرصت مانده است.
وقتي گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت اينبود... مادرم گفت:هيف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم...... اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود
هر وقت خواستي بدوني کسي دوست داره تو چشماش زل بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته و دوست داره اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرش رو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون تمام زندگيشي اگه سرش ر و انداخت پايين خنديد و حرف رو عوض کرد اصلا دوست نداره
هفت شهر عشق........ شهر اول : نگاه و دلربايي... شهر دوم : ديدار و آشنايي.... شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي.... شهر چهارم : بهانه،فكرجدايي.... شهر پنجم : بي وفايي.... شهر ششم : دوري و بي اعتنايي...... شهر هفتم : اشك وآه وتنهايي
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده ... عشق رو تجربه کن حتي اگه توش شکست بخوري ...اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره
دوست داشتن كساني كه ما را دوست دارند كاره بزرگي نيست مهم آن است آنهايي را كه ما را دوست ندارند دوست بداريم
کاش ميشد هيچ کس تنها نبود....... کاش ميشد ديدنت رويا نبود........ گفته بودي با تو مي مانم ولي....... رفتي و گفتي و اينجا جا نبود......... ساليان سال تنها مانده ام............. شايد اين رفتن سزاي من نبود........ من دعا کردم براي بازگشت......... دست هاي تو ولي بالا نبود.......... باز هم گفتي که فردا ميرسي....... کاش روز ديدنت فردا نبود.........
احساس سوختن به تماشا نمی ارزد آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
اشتباهی که کردم همه عمر و پشیمانم از آن اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم.
همه ی آنچه که در زندگی ما اتفاق می افتد گوارا و ناگوار چیزی ست که ما را پخته می کند و به ما بلوغ آگاهی می رساند
عشق تجربه ای بزرگ است کسی که دلش به عشق زنده می شود هر گز نمی میرد دوام و بقای او برای همیشه بر جریده ی عالم ثبت می گردد.
بعضی های چنان مایوسند و مدام ذاکر گناهان خویشتن که گویی خداوند با عشق و رحمت کاملا بیگانه است ، یه چهره ی این آدم ها که مدام با یاد آوری گناهانشان خود را شکنجه می دهند نگاه کن آن ها از این کار احساس خرسندی می کنند.
مردم فقط در لحظه مرگ است که قدر و منزلت زندگی را خواهند فهمید مرگ ، ماهیگیر است و ما ماهی.
دیندار واقعی ، نه حسرت گذشته ها را می خورد و نه دغدغه ی آینده را دارد او در اکنون و این جا زندگی می کند ، خداوند را در اکنون و این جا می توان احساس کرد.او سرچشمه ی زندگی ست . حیات از او می جوشد.
موفق و سربلند باشید
دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند....
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان میگذرد... آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست
هيچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد پايانش را هم باور داشت.
رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني .
سیب سرخی را به من بخشید و رفت/ساقه ی سبز وجودم را چید و رفت /عاشقی های مرا باور نکرد/عاقبت بر عشق من خندید و رفت/اشک در چشمان سردم حلقه زد/بی مروت گریه ام را دید و رفت
l کلاس ادبيات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتي. رفت.. ساکت ميشوم ميخندم !... ولي خنده ام تلخ ميشود،... استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت شاديم بمرد، شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من ميخندم و ميگويم... - خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ... کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم.
پرسيد که چرا دير کرده است ؟ نکند دل ديگري اورا اسير کرده است ؟ خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت : خوابي سالها دير کرده است در ايينه به خود نگاه ميکنم آه عشق او عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است
به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان.
تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم
گر نمیدیدم در این دنیا تو را یا نبودم باتو هرگز آشنا گر در آن محفل نبودی همچو شمع یا نمیدیدم تو را در بین جمع گر نمیکردی به سوی من نگاه با نگاهی گر نمیرفتم به راه عاشقی گر در سرشت من نبود یا که عشقت سرنوشت من نبود
من به زيبايي چشمان تو غمگين ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان
دلم را در گوشه ی شیشه ای آسمان نگاهت ، دفن میکردم تا ترا در ترانه های پائیزی جستجو نکند در دلم رخت های کثیفی میشویند سینه ام طاقت آه هایم را ندارد کاش میتوانستم احساسم را در بی نهایت شب ، به خاک بسپارم یا نگاهم را از روزهای رفته ، پنهان کنم دلشوره ی خاطرات دور ، مرا به تباهی کشیده است
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
اگرتواين دنيا كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست كه اون مال تو باشه، مهم اينه كه باشه. نفس بكشه، زندگي كنه و از زندگيش لذت ببره
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد روي دل هاي حقــــــيقي نقــــــش کرد
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم ميرسيدن كه ديگه نه ليلي ليلي بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسيدن نيست . عشق حسرت رسيدنه
نه خطّی گوشه ی چشمم! نه رنگی بر لب و گونه ... اتاق خواب من خالی ... ز عطر وحشی پونه !... ... دوباره روی تخت من ... کتاب شعر و خودکارم! و تعدادی ورق پاره ... برو!...از عشق بیزارم !